۷۹





من :  زود باش الان میریزه


اون : ای بابا صبر کن دیگه


من : ای بابا سریعتر تکون بخور


اون : من همه تلاشم رو دارم میکنم خوب نمیره تو چی کار کنم


من : عزیزم الان میریزه و کار دستم میده ها


اون : بریزه بابا خوب چی کار کنم


من : عزیزم خوب الان فقط همین کت و شلوار تمیز رو دارم


اون : میخواستی کمتر بخوری


من : بابا می چیکار کنم خوب دستشوئی راهش دور بود نشد برم


اون : بیا در هم باز شد . برو تو و خودت رو راحت کن