ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | |||
5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
همون : ببین کی کفتر بازه ؟
من : چطور ؟
همون : میخوام یه عکس براش بفرستم
من : دیگه کسی کفتر باز نیست . الان همه دختر باز شدن
همون : وای ! تو هم شیطونی ها !
من : نه بابا ما دنبال لبیم و نه لعب
همون : یعنی چی!
من : دختر بازی لعب هست ! ما گذشتیم و به لب رسیدیم !
همون : ای وای چقد بلائی !
من : بد هست من صداقت دارم و رک حرفم رو می زنم
همون : شماره تلفنت رو برام بفرست
من : نه دیگه اومدی نسازی !
همون : مگه لب نمیخوای !
من : از تو گفتم میخوام ؟
همون : لب خواستنت رو به من میگی ! از کی میخوای رو نمیگی !
من : نه - نمیگم
همون : اصلا به این آبدارچی شرکتمون لب میدم اما دیگه به تو نمیدم
من : جون من بده . برو بابا کی لب خواست !
همون : بچه پر رو رو ببین ها !
من : پررو نیستم اما گستاخم ! چیه حرفیه ؟
همون : برو !
پ ن : در این صحنه مکالمه تمام شد و نام بنده از لیست ایشان دیلیت شد ! این بی شو هری هم دردیست !
پ ن : لعب = بازی
سلام و عرض ادب بعد از چند وقت .
خوشحالم که هستی و می نویسی .
هستیم !
مگر میشود که ننویسیم
_____*#######*
___*##########*
__*##############
__################
_##################_________*#######
__##################_____*##########
__##################___*#############
___#################*_###############
____################################
______##############################
_______############################
________##########################
__________### http://adams.blogsky.com####
___________*####################
____________*#################
_____________*###############
_______________#############
________________##########
________________*#######*
_________________######
__________________####
__________________###
__________________##
__________________#
سلام . منتظر حضور سبزت هستم
چشم
بی زنی درد بزرگتریست!
دقیقا
اصولا هیچ چیز درد نیست مگر اینکه ما بخوایم درد باشه
البته لیز خوردن و افتادن روی میخ تویله خود درد است ! حتی اگر ما نخواهیم
سلام
بسیار گستاخی هستی و خودت کاملا اینو باور داری. امیدوارم با شهامت هم باشی و تحمل شنیدن انتقادهای سخت رو هم داشته باشی . البته از نگاه من از حداقل شهامت هم بهره ای نبردی ، چون اگه بهره ای داشتی پنهان گستاخی نمی کردی.
میگم و این احتمال رو میدم که هر گونه برخورد زشت و حرف ناشایست رو نثارم کنی .اما برام مهم نیست.
برخلاف تو من هیچوقت پنهانی حرف نمی زنم و همیشه با افتخار حرفهای دلم رو می گم . چون به دنیای درونم افتخار می کنم.
فرصت خوندن تمام مطالبت رو نداشتم .. اما همونی که خوندم با دقت خوندم. زیادی احساس با نمکی می کنی! البته بی نمک نیستی .. اما اونی هم که فکر می کنی نیستی!
بعد از یه عمر درس خوندن حاصل کارت شده این؟!!
نوشته های تو گستاخی نیست! من که چیزی جز پررویی و بی ادبی در کلامت ندیدم. کسی که خواننده ی مطالبش رو الاغ خطاب کنه ، بدون شک نه بویی از انسانیت برده و نه ذره ای شعور داره.
اگر یک دختر ده ساله بطور اتفاقی به وبلاگت سر بزنه از خودت شرم نمیکنی؟؟
اگه حرفی برای گفتن نداری و یا توان بیان حرفهاتو به شیوه ی محترمانه نداری بهتره به خودت زحمت ندی و با این یاوه گویی ذهن مردم رو مسموم نکنی.
اگر تنها بری به یه باغ پر از گل چه میکنی؟؟ میری سراغ علف های هرز و خار و خاشاک در اون باغ؟؟؟
قطعا نمیری! بهترین و زیباترین گلها رو انتخاب میکنی و به هر زحمتی هست اونها رو به اتاقت می بری تا از عطر و زیبایی اونها لذت و بهره ببری. تو علف ها و گیاهان هرز در باغ رو دیدی ولی بهشون توجهی نکردی . چون میدونی نیازی به اونها نداری و از کنارشون عبور کردی.
ذهن خودت رو مثل همون باغ فرض کن . بدون شک سرشار از زیبایی ، نبوغ و طراوته . تو خلوت خودت برو به باغ دل و فکرت . چی برای دیگران هدیه میاری؟ علف های هرز ؟!
من نمیگم علف هرز بیخود و بی فایده است . اما جای اون هر جا نیست. به اندازه ی خودش براش ارزش قائل باشیم .. نه بیشتر.
حرفهای تو در این وبلاگ ممکنه در هرذهنی ( حتی ذهن افراد .....) ، وجود داشته باشه. حرفهایی رو بگو که تا به حال نشنیدیم . اندیشه های ناب و احساسات پاکت رو در نوشته هات جاری کن.
جوری بنویس که تو تصور هر کسی یک انسان سربلند به نظر بیای . نه یک ترسو که پشت نقاب حرف میزنه و ....
حققیتش از نظر من تو یک ترسو نیستی و نه یک ابله.... فقط فکر میکنی چون دیده نمیشی و نام و نشانی نداری اجازه ی گفتن هر حرفی رو داری.
...................
اگر بی احترامی شد عذر خواهی میکنم . قصد جسارت نداشتم . فقط نظرم رو گفتم ، کاملا صادقانه و منتظر پاسخ شما هستم .
در شماره ۶۰ این وبلاگ یه جوابی برات نوشتم که بیا و ببین
این روزها جه چیزها که نمیشنوم!
این روزها همه طپش نگاه میکنند - شما چطور ؟
سلام خیلی جالب بود
به ما هم سر بزن
منتظریم
یادت نره
می دونستم