گستاخی های روزانه من

از روزم می نویسم

گستاخی های روزانه من

از روزم می نویسم

100+56



اولی : شنیدی این داستان آپ پاشی رو برای رفع آلودگی تهران ؟


دومی : آره , حالا استراتژی شون چی بوده ؟


اولی : تخماتیکی دیگه , نمی دونستی ؟


دومی : چرا والا ولی یه لحظه شک کردم  خب

100+55



اون : راستی  فلانی هم که فهمیدی زن گرفت 


من :  آخی بیچاره - دیگه خون  به مغزش نرسیده بود خب دیگه



پ ن : برای علی کانفورمیست

۱۰۰+۵۴

 

 

اولی : ای بابا اینکه هنوز زنده هست ! 

 

دومی : مگه قرار بود چی بشه ؟ 

 

اولی : گفتیم این عید قربانی شاید سرش رو ببرن راحت شیم ! 

 

دومی : بزن اون یکی شبکه فوتبال ببینیم ! این از زمان حضرت نوح بوده ! 

 

۱۰۰+۵۲

 

 

اون : چرا وبلاگ تو را بلاک نکردند 

 

من : نترس منم میکنن  

 

 

۱۰۰+۵۱

 

فرزند : مامان چی شد با بابا ازدواج کردی ؟ 

 

مادر : والا توی تاکسی آشنا شدم ولی اونقدر توی ترافیک موندیم که بابات فهمید عاشق من هست 

  

 

پ ن : در راستای باراندگی تهران و ترافیک هایش